صبح که اومدم اداره کل پنجره ها رو باز کردم،بوی بارون که روی چمن ها خورده داره دیوونم میکنه و حال خوبمو چندین برابر میکنه.
قشنگنر از همه این بود که با تلفن مهردادم از خواب بیدار شدم.
خداروشکر امروز خلوته اداره و دارم کوروس سرهنگ زاده و سیاوش قمیشی گوش میدم و لذت میبرم از این هوا.
خدایاممنون بخاطر همه چیز
برچسب:
نویسنده: اشکان کوشکی
برچسب:
نویسنده: اشکان کوشکی
الانم مث بجه پرروها پنجره پشستم بازه دستام سرده شیر یخم دارم میخورم
تازه کوروش یغمایی هم گوش میدم
آهان
راستی تویی که کامنت میذاری و دنبال میکنی "انسان عجیب " این پیجو شهامت داشته باش اسمتم بنویس
اینم بدون خوشحالم میکنی با نظراتت.تمام حرصت از لای تک تک نوشته هات معلومه
به فکر زندگیت باش اینا برات آب و نون نمیشه
برچسب:
نویسنده: اشکان کوشکی
وقتی سرکار نشتم و سیستم قطع شده اما این مدیر عامل عقده ای اجازه نمیده بریم خونه و میگه مطالعه کنین منم با سر زدن به تو شب های تنهایی قشنگم ادای مطالعه رو در میارم
تازشم امروز ساعت 5 و نیم همایشم دار
برچسب:
نویسنده: اشکان کوشکی